بازار مس در حال ورود به دورهای است که مشکل اصلی آن کمبود فیزیکی یا شوک ناگهانی تقاضا نیست، بلکه خطای انباشتهشده در تحلیل است؛ خطایی که اگر اصلاح نشود، در سال 2026 به ریسک سیستماتیک تبدیل خواهد شد. بسیاری از بازیگران بازار همچنان مس را با منطق چرخههای کلاسیک کامودیتی تحلیل میکنند، در حالی که جایگاه آن عملاً به سطح یک دارایی زیرساختی ارتقا یافته است.
این سوءبرداشت باعث شده زمانبندی عرضه بهطور مزمن دستکم گرفته شود. توسعه معادن مس نهتنها کند و سرمایهبر است، بلکه بهشدت در معرض ریسکهای زیستمحیطی، سیاسی و اجتماعی قرار دارد. نتیجه این وضعیت، شکافی است که آرام و بیسروصدا بین عرضه واقعی و تقاضای آینده در حال شکلگیری است؛ شکافی که بازار هنوز آن را بهدرستی قیمتگذاری نکرده است.
از سوی دیگر، تقاضا دیگر رفتار خطی ندارد. برقسازی، بازطراحی شبکههای انتقال، رشد دیتاسنترها و زیرساختهای دیجیتال، مصرف مس را به شکلی جهشی افزایش میدهند. این نوع تقاضا نه انعطافپذیر است و نه بهراحتی قابل جایگزینی. هر اختلال کوچک در زنجیره تأمین، میتواند اثرات بزرگ و زنجیرهای ایجاد کند.

در چنین شرایطی، ریسک ژئوپولیتیک از یک عامل جانبی به یک متغیر مرکزی تبدیل میشود. تمرکز جغرافیایی معادن، سیاستهای ملیگرایانه منابع و محدودیتهای صادراتی، همگی ظرفیت آن را دارند که یک بازار ظاهراً متعادل را بهسرعت وارد فاز ناپایدار کنند.
مشکل بازار مس کمبود فلز نیست؛ بدفهمی ساختاری است. تحلیلها هنوز با منطق چرخههای قدیمی کار میکنند، در حالیکه مس وارد فاز جدیدی شده است. فاز زیرساختی.
سه سوءبرداشت خطرناک در حال شکل دادن به قیمتها هستند:
۱) «عرضه بهموقع میرسد»
اکتشاف، مجوز، سرمایه و سیاست—همه علیه زماناند. پروژههای جدید دیر میرسند؛ بازار این تأخیر را جدی نگرفته است.
۲) «بازیافت جبران میکند»
ریاضی ساده میگوید نه. برقسازی و شبکههای هوشمند تقاضایی میسازند که با قراضه پوششپذیر نیست.
۳) «تقاضا آرام رشد میکند»
خودروهای برقی، دیتاسنترها و بازطراحی شبکهها تقاضا را جهشی بالا میبرند، نه خطی.
جمعبندی
مس در 2026 ناگهان مهم نمیشود؛ بازار ناگهان متوجه میشود چه چیزی را اشتباه فهمیده است. اگر مس را هنوز یک کامودیتی معمولی میبینید، ریسک اصلی همینجاست.
سال 2026 لزوماً سال جهش ناگهانی قیمت مس نخواهد بود؛ اما میتواند سالی باشد که بازار متوجه شود سالها یک فرض اشتباه را مبنای تصمیمگیری قرار داده است. در آن نقطه، مس دیگر فقط یک فلز صنعتی نیست، بلکه نمونهای از این واقعیت است که خطای تحلیل، وقتی بهموقع اصلاح نشود، به ریسک سیستماتیک تبدیل میشود.



