جنگ نفتکش‌ها؛ بازگشت نبرد پنهان در فاز جدید جنگ سرد

بازداشت اخیر یک نفتکش مرتبط با صادرات روسیه توسط ایالات متحده آمریکا ــ هرچند در چارچوب اجرای تحریم‌ها و با روایت‌های متفاوت حقوقی ــ نشانه یک تغییر کیفی است، نه یک حادثه منفرد. آنچه در حال شکل‌گیری است، فاز جدیدی از جنگ سرد است؛ جنگی که به‌جای تانک و موشک، با بیمه، پرچم، ثبت کشتی و کنترل مسیرهای دریایی پیش می‌رود. نام این فاز: جنگ نفتکش‌ها.

در این الگو، هدف اصلی نه تخریب فیزیکی، بلکه اختلال در جریان انرژی است. ابزارها نرم‌اند اما اثرشان سخت: توقیف، بلوکه‌سازی، سلب پوشش بیمه، فشار بر بنادر واسط و هدف‌گیری «ناوگان سایه». پیام روشن است؛ اگر نفت تحریم‌شده حرکت کند، مسیرش امن نخواهد بود. این پیام فقط برای مسکو نیست، بلکه برای هر بازیگری است که بخواهد قواعد تحریمی را دور بزند.

پاسخ طرف مقابل نیز قابل پیش‌بینی است. روسیه و شرکایش به سمت مسیرهای پیچیده‌تر، پرچم‌های ثالث، انتقال کشتی‌به‌کشتی و بیمه‌های غیرغربی می‌روند. نتیجه؟ افزایش هزینه، کاهش شفافیت و بالا رفتن ریسک حوادث دریایی. هرچه این بازی ادامه یابد، بازار انرژی از «قیمت‌محور» به «ریسک‌محور» تغییر می‌کند؛ جایی که حتی شایعه یک توقیف می‌تواند پریمیوم ریسک را بالا ببرد.

پیامدها محدود به نفت نیست. حمل‌ونقل دریایی به‌عنوان ستون فقرات تجارت جهانی، تحت فشار چندلایه قرار می‌گیرد. شرکت‌های کشتیرانی محافظه‌کارتر می‌شوند، بیمه‌ها گران‌تر و مسیرها طولانی‌تر. این یعنی تورم پنهان زنجیره تأمین؛ تورمی که با تأخیر به مصرف‌کننده می‌رسد اما وقتی رسید، به‌سختی مهار می‌شود.

از منظر ژئوپولیتیک، خطوط تماس روشن‌تر می‌شوند. بنادر واسط، تنگه‌ها و آبراه‌های حساس به نقاط اصطکاک تبدیل می‌گردند. هر حادثه کوچک ظرفیت تبدیل‌شدن به بحران بزرگ‌تری را دارد، زیرا بازیگران حالا در حال آزمون مرزهای تحمل یکدیگرند.

پیامد مهم‌تر، رقابت پنهان ایران و روسیه در بازارهای خاکستری است. وقتی هر دو کشور مجبور به فروش نفت با مسیرهای غیرشفاف و تخفیف‌دار هستند، خریدار دست بالا را می‌گیرد. این رقابت می‌تواند قدرت چانه‌زنی ایران را کاهش دهد، نه افزایش.

از منظر امنیتی، افزایش تنش در آبراه‌های حساس—به‌ویژه حوالی خلیج فارس—ریسک محاسبه اشتباه را بالا می‌برد. حتی اگر ایران قصد تشدید تنش نداشته باشد، هر حادثه دریایی می‌تواند به‌سرعت سیاسی و امنیتی شود.

جنگ نفتکش‌ها برای ایران نه یک فرصت طلایی است و نه یک تهدید فوری مطلق. اما قطعاً یک محیط پرریسک‌تر، پرهزینه‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر ایجاد می‌کند. ایران در این فضا می‌تواند همچنان صادرکننده بماند، اما با هزینه بالاتر، تخفیف بیشتر و حاشیه امنیت کمتر.

LinkedIn
WhatsApp
X
Telegram

دیدگاهتان را بنویسید